تبليغاتX
محــك نقــــــــــد / انتقــــاد مـــــا
سبب گرانی/مقصر کیست؟

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

این روزها شاهد بحثهای مختلفی پیرامون گرانی و مشکلات اقتصادی جامعه هستیم که انکار آن رخنه در عدم توجه خواهد داشت.

اگر کسی مدت کوتاهی در یک جمع عمومی باشد ، حتما یکی از مباحثی که بین ایشان رد و بدل خواهد شد همین موضوع خواهد بود.

سخن از سرچشمه این تلاطم اقتصادی نیز از اهم مباحث مطروحه و حتی محوری بحث خواهد بود که کاملا بجاست. یعنی اینکه مردم آغاز رکود را از کجا می دانند ؟ سبب تداومش را چه می خوانند؟ و راه مقابله با آنرا از کجا می جویند؟

آنچه قطعی است نگاه مردم همیشه به مسئولین نظام است که البته نگاه «نسبتا» صحیحی است. به این معنا که آغاز و انجام و تداوم این مسیر را زیر نظر مسئولین ذیربط می دانند و اعتقاد دارند که اتخاذ برنامه های غیر اصولی و یا عدم نظارت شفاف و کامل بر روند تصاعدی گرانی عامل اصلی فشار اقتصادی بر سطح متوسط و کم درآمد جامعه شده است.

آنچه در این مقال مقصود نگارنده خواهد بود نگاه به این معضل از یک جنبه عمیق تر و کاربردی تر می باشد که در چند سطر ارائه خواهد شد.

ابتدا باید چند نکته را مفروض گرفت، سپس به نتیجه توجه داشت:

جامعه

زندگی کردن در اجتماعی که هدف آن ، رساندن مردم به مطلوب خودشان می باشد !!(مبحثی که باید در جای خود بررسی شود و آن میزان بهره مندی دین و مردم از یکدیگر می باشد) یک سری لوازم را بدنبال دارد که ملتزم شدن شهروندان به آن، برای نیل سریع و صحیح به آن مطلوب ، ضروری می نماید.

این اصل که انسان هایی که در یک اجتماع زندگی می کنند هر کدام به نوعی به یکدیگر محتاج و نیازمندند اصلی است انکار ناشدنی . یعنی باید بدانیم که ما با زندگیمان در یک شهر و کشور و یا مکتب ، بطور ناخود آگاه در حال برطرف کردن احتیاجات عده ای هستیم ، همانطور که خودمان نیازمند دیگران می باشیم. البته این ترازو بواسطه نقش هر فرد در جامعه تغییر می یابد، لکن نباید از آن غفلت داشت.

اگر اینطور هست –که هست- پس اتفاقاتی که جامعه را تحت تأثیر قرار می دهد می تواند حاصل رفتارهای بسیاری از «من» های جامعه باشد.

آینده

ضمنا نگاه انسانی به بشریت بعد از حال ، وظیفه جدیدی را بر عهده معاصرین این دوره قرار می دهد. علاوه بر این جملات کلیشه ای که باید از آب و گاز و دیگر منابع بطور صحیح استفاده کرد تا برای بعدی ها هم بماند ، انتقال روش صحیح زندگی نیز بسیار مهم است. نشان دادن راهی که اشتباهات کمتری را به دنبال داشته باشد.

فکر والا می تواند این باشد که : نارضایتی عده کثیری از مردم از زندگی کنونی خود نباید به نسل های بعدی انتقال بیابد که حتما کلید آن در دست خود ماست.

تا اینجا به این نتیجه می رسیم که ما قطعا در اتفاقات اطراف زمانی و مکانی خود موثر هستیم و می توانیم آن را با تفکرات و اعمال خود تغییر دهیم.

تاثیر «ما»

نمونه ی این تاثیرات را در حمایت از اعتلای کلمه طیبه لااله الا الله به جهانیان ، توسط نظام جمهوری اسلامی ایران می شود مشاهده کرد؛ به اینگونه که اگر حمایتهای مردمی نبود معلوم نبود که وضع کنونی ما به چه صورت باشد . انقلاب و جنگ که هرکدام جداگانه برای مقابله با ذلت و مستعمره بودن و برای بدست آوردن عدالت و تحقق ایده های اهلبیت در جامعه بودند از دیگر نمونه های این تاثیرات می باشند.

همه جا یک تحول جهادی توانسته که این ریشه های مخالف این نهضت را بخشکاند و از بن قطع نماید.

حال که همه نسبت به مقابله با عواملی که در صدد آسیب زدن به این نظام هستند ، وظیفه داریم ، نباید منتظر اصلاحگر بودن دیگران باشیم تا بعد ما هم کاری بکنیم لذا باید راههایی را که به نظر میرسد صحیح است دنبال کنیم بلکه وصول به نتیجه را سهل و سریع تر کند .

وقتی شاهد حباب قیمتها هستیم ، وقتی شاهد سودجویی عده ای هستیم ، وقتی خود را در سختی ای می بینیم که از گسترش آن دل خوشی نداریم، وقتی که می بینیم این اتفاق برای همه جامعه است؛همان جامعه ای که من در اتفاقات آن موثر هستم؛ باید دست به کار شویم  و ابتدا آوای آن را سردهیم تا کسی نتواند آن را انکار کند ، اما حالا که همه فهمیده اند، باید خودمان نیز طرحی بریزیم.

آن سرباز و افسر نگهبان مرزی که با رشوه و یا ترس راه قاچاق را باز می کند ، از خود مردم برخاسته ، آن دلال که میوه های مرغوب را با پایینترین قیمت از کشاورز خریداری می کند و چند برابر بر آن می افزاید و عرضه می کند هم از دل مردم برخاسته ، آن ناظری که با زیر میزی از پلمپ کردن مغازه خودداری میکند از ما مردم است. خب دولت که ابتدا آن سرباز را گماشت، اما خیانت کرد، سپس این ناظر را ، که او هم...

طبق قاعده نباید راه دیگری باشد برای ایستادن جلوی فساد !!

لکن این گونه به قاضی رفتن نشان از نادیده گرفتن سهم خود در اصلاح جامعه است.

به تازگی اعلام شد که قیمت شیر در فرانسه چند یورو افزایش یافت اما مردم با خرید نکردن سبب ضرر هنگفتی به تولید کنندگان شدند که در نهایت ارزان شدن آن کالا را به دنبال داشت.

ما هم می توانیم با خرید نکردن اجناس غیر ضروری یا با ضرورت کمتر، از چرخش سریع این چرخه گرانی بکاهیم.

ما باید به همدیگر رحم کنیم ؛ اما تا اکنون امتحانمان را خوب پس نداده ایم!!تا اعلام شد که سکه در حال افزایش قیمت است بجای اینکه مانع گرانی آن بشویم با خرید عجولانه سبب گرانی دیگر اقلام نیز شدیم. این یعنی بی رحمی ! این یعنی احتکار برای فروش در زمانی دیگر، معامله جایز است و هیچ شکی درآن نیست اما معامله ای که به احتکار بیانجامد....؟

جالبتر اینکه از خدا می خواهیم باران رحمتش را از ما دریغ نکند و ابواب رحمت را بر ما باز نگاه دارد.

چند سال پیش شایعه کردند که پودر لباسشویی در حال گران شدن است، مردم به اندازه یک سالشان تاید خریدند ....

اینها چه مقدار با سهیم بودن در تعالی جامعه اسلامی سازگار است.

اعلام شد که عابربانکها خراب شده اند ؛ هجوم مردم به این دستگاهها برای برداشت پول بیش از موجودی خودشان نشان از چیست؟

اتفاقا همین هایی که از این فرصتها بقول خودشان بهتر استفاده می کنند، بیشتر از گرانی و عواقب آن دم می زنند و «بیشتر» نگاهشان برای حل مشکلات اقتصادی به مسئولین است.

عیب کسان منگر و احسان خویش                دیده فروبر به گریبان خویش

والسلام


برچسب‌ها: گرانی, بازار, دولت, مردم
2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  | 

ورزش "فوت"،"بال"

 

معمولا برای یک اتفاق بزرگ که خرابی به دنبال داره از واژه طوفان و گردباد و تندباد استفاده می کنن. مثلا می گن فلان جا تندباد اومد و همه چی رو بهم ریخت . یا طوفان سبب غرق شدن کشتی شده و ...

اتفاق جالب اینه که طوفان نیاد ولی بلای طوفان عارض بشه! البته این گونه از اتفاقات –طوفان نیامده و خانه خراب شده- کمتر در ظواهر و اجسام رخ میده و بیشتر به مخلوقاتی که جسمی رو به خودشون اختصاص نمیدن تعلق داره. مثلا وقتی که خدای ناکرده یک خانواده از هم گسسته بشه می گن این طوفان ناسازگاری بین این خونواده همه رو بهم ریخت. یا اگه فرزند خونه ای معتاد بشه می گن تندباد اعتیاد اونو متلاشی کرد.

در این مثال دوم اعتیاد واقعا طوفان است اگر چه هوای سرد و گرم بایکدیگر برخورد نکردن که موجب چنین طوفانی بشن ولی تونسته ریشه غیرت رو از زمین وجود این جوون بکنه! و حتما از اولین آثارچنین طوفانی همین مطلب خواهد بود.

حالا حرف اینجاست که منشأ خیلی از این آثار وحشتناک طوفان نیست بلکه یه اتفاق ساده و روزمره زندگیه که حتی برای بعضی تفریح سالم به حساب میاد.

بخواهم ماجرا را کوتاه کنم می گویم: نگاه جوان امروز به انحرافات اخلاقی و اجتماعی چیست؟ و فکر می کنن از چه راهی به دام آنها می افتند؟ و بخاطر اینکه مبتلا نشوند از چه راهکاری استفاده می کنند؟

آنچه بعنوان سرگرمی سالم به جامعه القاء می شود و تا حدودی هم صحیح است ورزش است. نزدیکترین راهی که برای ایجاد مشغولیتهای جسمی و فکری قشر جوان و نوجوان جهت دور نگهداشتن ایشان از انحراف به نظر می رسد ، ورزش می باشد.

اما توجه نداشتن به آثار ورزشی که الان شاهد برگزاری دوره ها و اشکال متفاوت آن در جامعه هستیم سبب دور شدن از هدف ابتدائی خواهد بود. نگاه عمیق نداشتن به آثاری که از پرداختن به این موضوع است ، تغافل های خواسته و ناخواسته ای را بدنبال خواهد داشت.

برای روشن شدن این مطلب باید دید نفع و یا منافع آن بیشتر در کجا کاربرد دارد. نباید حقیقت را مخفی نگاه داشت که ورزش برای ورزشکاران حرفه ای البته آن هم در بعضی رشته ها ، هم از جهت شخصی سازنده است هم از جهت اجتماعی . لکن نباید فراموش کرد که ورزش تنها برای ایشان مشغله ایجاد نکرده است بلکه توجه بسیاری را به این سو معطوف داشته که از همه مهمتر و آن گروه که تعدادشان بسیار بیش از دیگر گروه هاست ، تماشاگران و علاقه مندان می باشد. البته اقشار دیگری نیز هستند که بدلیل کمبود نسبی ایشان از حیث عدد اشاره ای به آنها نمی شود.

خارج از گود نشستن و دنبال کردن کار دیگری تا چه حد ارزش دارد؟ چه میزان اهمیت دارد؟ چه مقدار سود و نفع دارد؟ مهمترین سوال اینکه : بیشترین سودش را چه کسانی می برند؟؟

در عراق از استاد دانشگاهی پرسیدم : نظرت درمورد جوان عراقی و حضور آمریکا در کشورتان چیست؟

بسیار صریح پاسخ داد : آمریکا پیش از حضور فیزیکی اش، «دیش» را فرستاد و جذابیت های فوتبال را به اشکال مختلف به نمایش گذاشت. نتیجه اش این شد که می بینی ؛ لباس بازیکنان باشگاههای اروپایی بر تن یکایک جوانان عراق من است . آنها را از وظایف اصلی شان دور نگه داشت. آنها از اطلاعات مورد نیاز برای دفاع از حقشان ، محروم شدند ! آن هم بخاطر انتخاب خود! اما با زمینه سازی اجانب!!

گذشت که بعضی اتفاقات اصلا نیازی به طوفان ندارند ولی آثار طوفان را بدنبال خواهند داشت .

هر انسان وقتی به سن جوانی می رسد بالهای خود را مانند پرنده ای باز می کند تا با تمام انرژی بسمت مقصد دلخواه خود بپرد. هر پرنده برای انجام یک پرواز بی نقص، تمام شرایط اعم از وزش باد یا بارش و ... را در نظر می گیرد تا در مسیر خود منحرف نشود.

حتی کوچکترین نسیمی را هم که می وزد حساب میکند تا بتواند مسیر کوتاهتر برای رسیدن به مقصد را طی کند. حال اگر با اعتماد کامل به گفته ی دیگران راهی را انتخاب کند و غافل باشد از اینکه نسیمی با قدرت «فوت» در حال وزیدن است، که قطعا در مسیر او انحراف ایجاد می کند ، چه باید بکند؟ او «بال» خودش را باز کرد تا به مقصد برسد اما حواسش نبود که یک «فوت» می تواند آثار مخرب بی نتیجگی را برایش به دنبال بیاورد

الغرض:

به نوجوان و جوان امروز مدام توصیه می شود که از ورزش برای سرگرمی استفاده کن. خودت را به این دایره بیانداز، حتما باسلامتی کامل به مقصد می رسی و از گزند انحرافات اخلاقی و اجتماعی به دور خواهی ماند اما نمی دانیم که چه کسی دارد از این حرکت و این جنبش بهره می برد!؟ شاید کلام صحیحی باشد ولی از آن استفاده های غلط می شود.

فوتبالی که در ایران دارد برگزار می شود، شده است مانند «فوت» بر «بال» یک جوان یا نوجوان که به قول دیگران اعتماد کرده تا بتواند از این راه بسیاری از اشتباهات را با عزم راسخ خود کنار بگذارد ولی نمی داند که در چه دام بزرگی گرفتار شده است و آن بی توجهی به خیلی از مسائل ضروری .

نباید خودمان را گول بزنیم. فوتبال ایران سازندگی که ندارد هیچ ، تخریب هولناکی نیز دارد. از نمونه های تخریبش ، به زمین کشیدن سردارانی است که می توانستند آسمانی شوند !! قدمی به ورزشگاهها اگر بگذاریم بوی بی اخلاقی مشاممان را آزار خواهد داد. که بیشتر از بازیکنان بر می خیزد آن هم از روزی که ادعای بیشترین حقوق را اعلان کردند. آن هم از روزی که زندگی خود را با آنهایی که دین ندارند مقایسه کردند.

سم این ورزش هم ورزشکار را گرفته هم تماشاچی را ! دشمن با یک «فوت» ، «بال» جوان ما را کج کرد به سمتی که بسوی او با تمام سرعت پرواز کند. البته اگر بخواهیم «فوت» را به معنای «پا» بگیریم که وضع خیلی بدتر می شود . دشمن بال پرواز را زیر چکمه های خودش له می کند.

از تمام داشته هایمان علیه ما استفاده می شود.


برچسب‌ها: ورزش, فوتبال, فساد
2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  | 

جامعه

میگفت: جلوی راه پله خوابگاهمون، درست اونجایی که عبور و مرورش از بقیه جاها بیشتره ، یه دو هزار تومانی افتاده بود. گفتم اگه برش دارم باید دنبال صاحبش بگردم . رهاش کردم و توی دلم گفتم اگه کسی که گمش کرده بخواد دنبالش بگرده حتما از اینجا رد می شه و برش می داره.

 روز اول و دوم و سوم و .... هفته دوم هم گذشت . حتی حالتی که این اسکناس افتاده بود تغییر نکرده بود. همون شکل اولش باقی بود. بالاخره به مستخدم گفتم که برش داره و هر بلایی می خواد سرش بیاره ، بیاره.

خوابگاه محل تحصیل دانش بوده و کسی حوصله نداشته بخاطر دو هزار تومن فکر خودشو مشغول کنه و البته سن تحصیل کنندگان هم که اول جوانی و بی توجهی به دنیا رو پشت سر می گذاشتند در این امر بی تاثیر نبوده است. امکان داره این ماجرا برای عده ای بسیار عادی بنظر بیاد اما خودم تعجب و شگفتی رو در چهره خیلیها، پس از شنیدن این واقعه دیدم.

الغرض: وقتی از خوابگاه و دانشگاه برای همیشه بیرون بیای! وقتی وارد شهر بشی! وقتی رقابت علمی تبدیل بشه به رقابت رفاهی ! وقتی پاتو از جوونی واقعی(بی اهمیت بودن ثروت دنیا) بیرون بذاری! وقتی جابجا شدن و مخلوط شدن مال دیگران با مال خودت برات مشغولیت فکری ایجاد نکنه! وقتی یه نفر چند میلیون حساب بانکی رو هک کنه! وقتی عابر بانکها اطلاعاتشون بهم بریزه ! دیگه فرقی برات نمیکنه که جای پر رفت و آمدی باشه یا خلوت! (کنار خیابون یا توی بیابون) ! دو هزار تومن باشه یا دو هزار ها تومن! .......

شهرها بوی خوبی نمی دهند .... تیتر روزنامه ها شده هجوم مردم به عابر بانکها!!! فردایش باید عده ای برای تغییر رمز هجوم ببرند به عابربانکها!! بعد متخصصین باید برای تعمیر سر بزنند به عابربانکها!!! بعد باز باید متخصصین فکر چاره باشند برای امنیت بیشتر عابربانکها!!!

چقدر ساده ادبیات زندگی قابل تغییر است... همه بسمت عابر بانکها می روند... با اینکه خودش دارد هویتش را با نام خودش فریاد می زند:«عابر» بانکها


برچسب‌ها: جامعه, عابربانک, پول
2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  | 

جامعه آرماني
انتم عباد الله نصب امره و نهيه...... و بلغاؤه الي الامم

اي بندگان خدا شما پرچمداران امر و نهي خدا هستید(امر و نهي خدا را شما اجرا مي كنيد) ..... و تبليغ كنندگان آن به امتها هستيد.

جمله اي از خطبه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها پس از آنكه رومي كنند به مردمان مهاجر وانصار كه به عقيده شهيد آيه الله دستغيب اين كلام شامل تمام بندگان خدا تا روز قيامت مي شود. -خوب عقيده اي دارند و ديگر علما نيز تاييد كرده اند-

۱- اين فرمايش مي خواهد دايره را ضيق نكند براي آنهايي كه مشغول به تحصيل علوم ديني هستند. بدنبال گسترش و وظيفه سازي براي تمام مردم است ،‌حتي آنهايي كه به زعم خودشان هيچگونه اطلاعي نسبت به دين ندارند-اين نكته از خطاب عام حضرت به جمع است كه هم علماي آن زمان حضور داشتند هم مردمي كه چنين علومي را كسب نكرده بودند و كارهاي ديگر جامعه را پيش مي بردند-.

۲- دليل عام بودن اين خطاب ، مي تواند كم كاري علماي دين آن زمان باشد كما اين كه همينگونه نيز بوده است. و اگر اين مطلب را در كنار شموليت اين خطاب براي تمام اعصار بگذاريم ،‌ مي توانيم نتيجه بگيريم كه اميد بستن به علمايي كه علمشان از حد منافع شخصي خودشان تجاوز نكرده بسيار اشتباه است لذا در تمام تجمعات و اعتراضات عليه ماديگرايي و رفاه طلبي، حضور مردمي كه از نظر علمي خود را صاحب امتياز نمي بينند-وحال آنكه هستند- به مراتب بيش از كساني است كه فكر مي كنند داراي مدارج علمي مناسبي هستند -در هر زمينه اي- 

۳- به روشني از اين بخش و بخشهاي ديگر اين خطبه مي توان دريافت كه حتي مردم عوام آن زمان هم كاري نكرده اند و پاسخ درخوري نداده اند اگر چه با مطالعه تاريخ آن دوره ،‌مي توان قسمت عظيمي از اين بيراهه و انحراف را جهل فوق العاده مردم نسبت به مقام نبي مكرم اسلام و اهلبيت ايشان عليهم السلام دانست، لكن از جهتي نيز به نظر مي رسد كه حضرات معصومين كه در تمام حالات بدنبال هدايت مردم هستند توجه بيشتري به سطح عوام جامعه مي نمودند و اين بخاطر وجود پتانسيل قوي در ميان آنها بود و اينكه موانع كمتري مانند تكبر و جاه طلبي در رفتار آنها به چشم مي خورد.

۴- اكنون آنچه ما را به اينجا رسانده، رهبري يك عالم ديني بهمراه ديگر عالمان كه برخي از آنان نقش مقدماتي اين انقلاب عظيم را داشته اند و برخي ديگر نقش پيگيري كننده و مقوم مي باشد. اما از بندهاي گذشته بوضوح پيداست كه فعاليت آنان بدون حمايت هاي بي نظير مردم به هيچ هدفي منتهي نمي شد.

۵- در تمام ادوار تاريخ اسلام و انقلاب وجود معاندين داخلي وخارجي ، موانع بسيار عظيمي بر سر راه پيشروي اين تفكرات ايجاد كرده و مي كند لكن در بعضي از دوران هاي گذشته همراهي مرجعيت ديني و انقلاب مردمي موانع را سهل العبور و يا بكلي از ميان برداشته است.

۶- روشن است كه عصر حاضر نيز از اين ماجرا مستثني نيست و خطابه حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها هم وظيفه سنگيني بر دوش عالمان دين مي گذارد و هم نگاه مسئوليت سازي به عموم جامعه دارد كه بايد هدف اسلام را همه باهم پيش ببرند .

اگر علما بنشينند و بگويند مردم حرف ما را گوش نمي دهند و مردم نيز بگويند كه بزرگان ما اينگونه و آنگونه اند نه تنها سعادتي در پيش نخواهد داشت كه كلام حضرت صديقه سلام الله عليها نيز بي توجه بر زمين خواهند ماند كه قطعا شقاوت و سختي را بدنبال دارد (كه انشاءالله به فضل و رحمت خدا از امت آخرالزمان برداشته شود)

۷- اگر بتوانيم اين مرحله را به خوبي پشت سر بگذاريم يعني موانع فرهنگي ، اقتصادي موجود را با توجه به تدين مردم و دلسوزي علماي دين برطرف كنيم آن وقت نوبت به عبارت "بلغاؤه الي الامم" مي رسد. يعني حال بايد همه مردمي كه تاريخ اهلبيت را خوانده اند و انقلاب ايران خودشان را لمس كرده اند وظيفه دارند كه آثار آن را تبليغ كنند و بشارت دهند آزادي را.

۸- رؤيايي بودن نيز از آفات اين عمل مي تواند باشد . بعبارت ديگر يعني همانطوري كه انقلاب شيريني هاي خاص خودش را داشت وجود نفاق نيز ضربه هاي خود را در زمينه هاي گوناگون اقتصادي و فرهنگي و صنعتي و .... وارد كرد، كه لازم است اينها را نيز بازگو كنيم.

والسلام


برچسب‌ها: خطبه حضرت زهرا, اقتصاد, تبليغ, جامعه اسلامي
2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  | 

باب جهاد اقتصادی هم بسته شد
جاماندگیمان از کوچه بنی هاشم و سقیفه و کربلا و ................... انقلاب و جنگ با دشمن بعثی ٬ کم بود که حالا داریم غم از دست دادن فرصتی را می خوریم که یکسال را سپری کردیم در حالیکه هرروز به نوعی به ما گوشزد می شد. یا گوشه تلویزیون یا صفحات روزنامه و سایت و.... سال «جهاد اقتصادی» . باز برای آن قبلیها توجیهی داشتیم  و می گفتیم که هنوز به دنیا نیامده بودیم و البته که توجیه غلطی است و «عالم ذر» گواه این کلام! ولی این یکی را خودمان کم آوردیم. آنقدر کم ٬که سال بعدش شد سال تدارکات٬ شد سال آماده سازی توپخانه٬ شد سال جمع و جور کردن عقبه تا ببینیم کی دوباره جهاد شود!!

فعلا باید به فکر تولید و حمایت باشیم تا باز ناقوس جنگ مرد را از نامرد جداکند...

ان الجهاد باب فتحه الله لخاصة اولیائه ٬ اما خصوصیت باب این است که همیشه باز نیست! و باز پشت در ماندم

دلم را خوش کرده ام به معبری تنگ ٬ ولی غافل از آنم که آن دروازه بزرگ برای اولیاء خاص بود و این یکی برای خاص الخواص.

 


برچسب‌ها: جهاد اقتصادی, تولید ملی
2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  | 

يادگار انتخابات و دلواپسي ها

خدارا شكر كه حضور بيش از شصتدرصدي ، دل رهبرمان را شاد كرد. حضور بيش از سي ميليون نفر پاي صندوق راي. اين يعني رشد بيست درصدي!

حساب كنيد اين همه آدم براي جنگ نرمي كه خودشان سربازان آنند چند قدم برداشته اند. قبلا از اين قدم شماري ها نوشته بودم. اين يكي از آنهاست. حساب كنيد اگر سي ميليون نفر هركدام دويست قدم برداشته باشند مي شود6.000.000.000 گام براي ارزشها. بعضي ها كه دويست قدم فقط مسيري بوده كه سر صف ايستاده اند! اما بيش از اين بگويم حرف در مي آورند.

الهي شكر تولي و تبري كه از دين ماست، محمل خود را در سياست ما يافته و هم مملكت امام زمان را رشد داده و هم سلاطين جور را به وحشت انداخته.


هر چه بود گذشت . اما آنچه مي ماند دلواپسي هاي اين دوره است. دلواپسي از ساختن يكشنبه هاي سياه. دلواپسي از نگاه مصلحت آميز به ارزشها،‌دلواپسي از تصويب و يا حتي بررسي قوانيني كه سودش فقط به بهارستاني ها مي رسد و البته دودش در قيامت فقط در چشم خودشان مي رود. نگراني از تصويب قوانيني كه بخواهد مانع رشد عمراني اجتماعي فرهنگي جامعه بشود. و نگراني از قانوني كه بخواهد خلاف شرع باشد...

.....اي كاش قلم گويايي چون قدياني مفتضح مي كرد اوضاع را(مربوط به قبل و بعد).....

بهر حال اين دوره از انتخابات يك يادگار براي ما بجا گذاشت؛ ليست 15نفره علما در حمايت از فلاني سودي نبخشيد. اگر چه جامعه مدرسين كار خودشان را فرمودند. مرحبا به ايشان كه با انتخابشان حضور عده كثيري را پاي جعبه سفيد ميزان تضمين كردند.

از ما كه گذشت. حال مانده نمايندگان مجلس چه كسي را رئيس مجلس انتخاب كنند. ما كه امتحان خود را داديم . اگر چه راي با حداكثريت لاريجاني را انتخاب كرد بعنوان نماينده قم، اما يك راي با حداكثريت مي تواند او را از آن بالاها بياورد اين پايين كنار آن نمايندگان ديگر تا معلوم شود كه گهي پشت به زين و گهي زين به پشت!!

من وكيل انتخاب كرده ام و با سرمايه ملي شكم او و زن و بچه اش را سير مي كنم!

او اجير من است.... بايد از آنچه كه ميخواهم دفاع كند يو ها ها ها ها



برچسب‌ها: مجلس قم, انتخابات
2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  | 

تخصص عوام
جلوي تابلوهاي تبليغاتي ايستاده بودم. به تصاوير و اسامي بزرگاني كه يكي از كانديداها را حمايت مي كردند نگاه مي كردم.

مرد ميانسالي آمد و پرسيد: به چه دليل بايد از علما پيروي كنيم؟(در اين موضوع)

گفتم: مگر شما بخاطر حرف علما نه دي را خلق كرديد؟ مگر وقتي پرچم سيدالشهدا را به آتش كشيدند شما منتظر اقدام علما بوديد؟{كه اگر اينطور بود ، هنوز هم بايد صبر مي كرديم}

گفت الحمدلله و خداحافظي كرد

2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  | 

گزيده اي از يادداشت سعيد ذاكري

اما او به درستی دریافت که تغییر حوزه خود به ویژه تغییر دادن «قم» به عنوان یک شکست عمیق سیاسی برای او محسوب شده و از این ‌رو، وی گزینه بدتر را فرو نهاد و گزینه بد را برگزید. بد بودن این گزینه برای لاریجانی از آن رو بود که عمده‌ نیروهای متدین و حزب‌اللهی قم، بدنه حوزه علمیه و... به دلیل مواضع نامناسب علی لاریجانی در ماجرای فتنه سال ۸۸، مواضع ضد و نقیض او در تبعیت محض از رهبری معظم‌ انقلاب اسلامی، عملکرد هیئت رئیسه مجلس در ماجرای یکشنبه سیاه مجلس، برخی کارشکنی‌ها در روند مواجهه با دولت و... از وی گلایه‌های فراوانی به دل داشته و مقبولیت او در استان قم به شدت رو به ضعف نهاده بود

 

اینچنین بود که بر اساس اخبار رسیده لاریجانی دست به دامان برخی از مراجع شد، به آنان فشار آورد تا جامعه مدرسین را مجاب نمایند که جلسه‌ای تشکیل داده و علی‌رغم اجماع قبلی در عدم معرفی نامزد، وی را به عنوان نامزد جامعه مدرسین به مردم قم معرفی نمایند. گو آنکه او امروز در فضای علنی- دقیقاً در سخنانی متضاد با سخنان مخفی‌اش- هرگونه اعمال فشار به جامعه مدرسین را تکذیب می‌نماید و حتی با بی‌احترامی به این نهاد با سابقه حوزوی- سیاسی، اعلام می‌کند که نیازی به حمایت جامعه مدرسین نمی‌دیده است

 

اینکه بر اساس اخبار منتشره، علی لاریجانی در اولین سالگرد جنگ ۲۲ روزه غزه علی‌رغم بیانات و سیاست‌های نظام و رهبری، به دیدار حسنی نامبارک مصری در قاهره می‌رود و حامیان وی، این دیدار و سفر را هماهنگ شده با رهبری معظم انقلاب اسلامی و در چارچوب دستورات ایشان تفسیر می‌کنند اما خود ایشان در بیاناتی در سفر اخیر به کرمانشاه اعلام می‌فرمایند که از انجام این سفر نهی کرده بودند و البته برخی اعضای دفتر در اعلام آن کوتاهی می کنند

 

 

این در حالی است که خود معظم‌له بارها اعلام کرده‌اند هیچ حرف درگوشی و مخفی با کسی نداشته و اگر بخواهند سخنی را اعلام فرمایند بدون آنکه سخنگویی داشته باشند، خود آن را در اجتماعات عمومی بیان می‌کنند.
برچسب‌ها: سعيد ذاكري, لاريجاني, انتخابات قم, رهبري
2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  | 

بازداشت سعيد ذاكري توسط منابع قدرت وثروت
سعيد ذاكري مسئول صفحه سياسي 9دي شب گذشته توسط دادگاه ويژه روحانيت بازداشت شد!

دليل بازداشت درج يادداشتي انتقادي از علي لاريجاني در صـــــــفحـــــــــه 3 است. .

نويسنده اين يادداشت هم ديروز احضار بازجويي و تا 9شب بازداشت بود.

در يادداشتي كه سبب بازداشت ذاكري شده است اين ادعاي لاريجاني كه با توصيه رهبر انقلاب و مراجع تقليد وارد صحنه انتخابات شده ام ، نقد شده است...


برچسب‌ها: سعيد ذاكري, لاريجاني, انتخابات قم, رهبري
2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  | 

حد و حدود جامعه مدرسين

نوشتار موجود گوشه اي از فرمايشات و مكتوبات حضرت امام خميني ره و مقام معظم رهبري امام خامنه اي مد ظله مي باشد. بايد توجه داشت كه كلمات ايشان مبني بر تاييد اين تشكل كم نيست اما در رهنمودهايي نيز در تذكراتشان يافت مي شود كه توجه به آنها ، تصميم گيري ها را بيشتر مطابق با واقع خواهد نمود.


امام خميني ره:

صحيفه امام ج1 ص2

حاصل اينكه شما جامعه مدرسين محترم، بايد دنبال اين باشيد كه اگر كسى نزد شما آمد و كارشكنى كرد، تحت تأثير واقع نشويد، و ملاحظه كنيد كه مشكلات چيست‏

 

صحيفه امام ج1ص4

ان شاء اللَّه در بين جامعه مدرسين و طلاب انقلابى اختلافى نيست، اگر باشد بر سر چيست؟ بر سر اصول يا بر سر سليقه‏ها؟ آيا مدرسين محترم كه ستون محكم انقلاب در حوزه‏هاى علميه بوده‏اند- نعوذباللَّه- به اسلام و انقلاب و مردم پشت كرده‏اند؟

 راستى شكست هر جناحى از علما و طلاب انقلابى و روحانيون و روحانيت مبارز و جامعه مدرسين، پيروزى چه جناحى و چه جريانى را تضمين مى‏كند؟

 

صحيفه امام    ج‏21    288    پيام(منشور روحانيت)

 من براى حفظ اعتدال‏جناحها هميشه تذكرات تلخ و شيرينى داده‏ام، چرا كه همه را فرزندان و عزيزان خود مى‏دانم البته هيچ گاه نگران مباحثات تند طلبگى در فروع و اصول فقه نبوده‏ام ولى نگران تقابل و تعارض جناحهاى مؤمن به انقلابم كه مبادا منتهى به تقويت جناح رفاه طلب بى درد و نق بزن گردد ..

نتيجه مى‏گيرم كه اگر روحانيون طرفدار اسلام ناب و انقلاب دير بجنبند ابرقدرتها و نوكرانشان مسائل را به نفع خود خاتمه مى‏دهند. جامعه مدرسين بايد طلاب عزيز انقلابى و زحمت كشيده و كتك خورده و جبهه رفته را از خود بدانند

 

مقام معظم رهبري

سخنرانى در ديدار با مجمع نمايندگان طلّاب و فضلاى حوزه‏ى علميه‏ى قم‏

07/ 09/ 1368

شوراى مديريت و جامعه‏ى مدرّسين‏، هر دو عناوينند. اگرچه اشخاص محترم و بزرگوار فراوانى در اين مجموعه‏ها هستند كه ما بايد به حضور چنين عناصرى در مجموعه‏ى حوزه‏ى علميه‏ى خود افتخار كنيم؛ اما آنچه كه مورد نظر امام بزرگوار و عزيزمان بود، عنوان شوراى مديريت و جامعه‏ى مدرّسين‏ است. بالاخره افراد در اين شورا و آن جامعه مى‏آيند و مى‏روند؛ همچنان كه در مجموعه‏ى شما مجمع نمايندگان، افراد مى‏آيند و مى‏روند. بنابراين، قوام عنوان به افراد نيست. عنوان، عنوان است و محل ورود مدح و ذم و داشتن اعتبار و امثال اين‏هاست. البته، افراد در ذيل اين عنوان قرار مى‏گيرند و مصداق آن مى‏شوند؛ ولى بعضى از افراد به عناوين- بيش از آنچه كه دارد- اعتبار مى‏بخشند


برچسب‌ها: امام, آقا, جامعه مدرسين, انتخابات قم
2 نوشته شده در  ساعت   توسط کاتب  |